جهت پاسخگويي به پرسش مهر4 و سرفصل شماره 16 آن در اقدامي كتابخانه اي به بررسي در مورد علل و عوامل خشونت پرداخته شد. دراين راستا بعد از ذكر مقدمه، مسئله ي مورد بررسي بدين شرح تدوين گرديد: ((بررسي علل رواني واجتماعي خشونت در سطح فردي)).بعد از بيان اهميت مسئله، اهداف و سوالات ويژه ي تحقيق طرح و خشونت (V i olence ) با عنوان رفتاري كه هدف آن آسيب رساندن به ديگران باشد تعريف شد. صور خشونت در سه سطح بر حسب كيفيت، ماهيت و اهميت‌ بيان گرديد و در طبقه بندي ديگري انواع خشونت خصمانه ، وسيله‌اي وجابه‌جاشده از هم متمايز شد . همچنين گونه‌هاي ديگري از پرخاشگري به نقل از« بارون» درقالب جدولي ارائه گرديد . مباني نظري خشونت از دو منظركلي ذاتي بودن يا اجتماعي بودن مورد بررسي قرارگرفت ودر راستاي هريك از دو ديدگاه نظريات برخي صاحبنظران ونتايج بررسيهاي آنها ارائه شد . در ادامه به نتيجه گيري پرداخته ودرنهايت پيشنهاداتي ارائه گرديد كه اهم نتايج اين بررسي به شرح زير است .

ü       خشونت به عنوان يك واکنش هیجانی یا رفتار،  محصول مشترك محيط و وراثت است .

ü       ازديدگاه ذاتي بودن،عامل ايجاد كننده‌ي خشونت درانسان وجود«غريزه‌ي پرخاشجويي»است.

ü    بر اساس رويكرد روان پويايي عامل ايجاد كننده‌ي خشونت وجود غريزه‌ي مرگ در انسان است كه به گونه‌اي بيمارگونه عليه نيازهاي زيستي ظاهر مي‌شود .

ü      گاهي خشونت نتيجه‌ي مستقيم محروميت وناكامي است .

ü       گاهي خشونت براي جبران عقده‌ي حقارت به كار مي‌رود .

ü       عده اي خشونت را در انسان ، به نداشتن نيروي تهاجم شكن نسبت مي‌دهند .

ü       خشونت انسان ريشه در منش يا شخصيت او دارد .

ü       خشونت درانسان ازراه مشاهده وتقليدآموخته مي‌شود ودرموقعيتهاي ناراحت كننده بروزمي كند.

ü       محركهاي خارجي وداشتن آمادگي دروني مي‌تواند رفتار خشونت آميز راافزايش دهد.

ü       بروز رفتارهاي خشونت آميز ولجام گسيخته مي‌تواند حاصل فرديت باختگي وكاهش خود آگاهي فرد در حضور ديگران باشد.

ü    از ديگر دلايل بروز خشونت مي‌توان به اختلالهاي كروموزومي ، اختلالات شخصيت ، اطاعت از مافوق ، اختلال هورموني و… اشاره كرد