نظريه ی کهلبرگ از لحاظ نسبی بودن ارزشهايی اتفاق افتاده وهمگانی بودن سطوح مورد انتقاد قرارگرفته است.
نسبی بودن سطوح:اليوت توريل(Eliot Turiel)نشان می دهدکه معيارهای قضاوت اخلاقی نسبی است وبه فرهنگ واجتماع بستگی دارد.با رها شدن از تفکر قراردادی که برقواعدوقوانين ازپيش تعيين شده استوار است,می توان بيشماری از انتخابهای ممکن ومجموعه ای از باورهاراکه بايکديگر تفاوت ندارندرادرنظرگرفت.فرايندبه اين صورت است که بايدمنطق مرحله ی قبل را کنار گذاشت تامنطق مرحله ی تازه نمود پيدا کند.توريل تغييرات حاصل دراستدلال اخلاقی را نتيجه ی عدم تعادلی می داند که نيازبه برقراری تعادل تازه رابه وجود می آورد.
همگانی بودن:جنبه ی خاص نظريه ی کلبرگ اين است که برای مراحل رشداخلاقی جنبه ی همگانی فرض می کندکه درهمه ی فرهنگهاوبين دو جنس مشترک است. ولی اين توالی درتعدادی ازفرهنگها که مشاهده شده,جنبه ی همگانی ندارد.تکامل قضاوت اخلاقی برحسب فرهنگها وارزشهای اخلاقی موردتوجه آنهاتغيير می کند.دراين ميان گليگان مخصوصآتفاوت بين دوجنس رامطرح می کند.
زنان واخلاق:گليگان به اين نتيجه رسيده که ازنظررشداخلاقی دختران وزنان در مقايسه بامردان به سطح پايين تری می رسند.اومدت ۱۰سال برروی نظزيه ی کلبرگ مطالعه کردوکشف کردکه درنوجوانی واولين سالهای بزرگسالی مردان وزنان مسائل اخلاقی رابه گونه ای متفاوت مطرح می کنند.تفوت دربکارگيری معيارهای اخلاقی در بين دو جنس سبب شده که زنان در مقياس کلبرگ نتيجه ی بدتری راکسب کنند.
معيارهای اخلاقی مردانه وزنانه:زنان ادراک خودراازواقعيات به شيوه ی مردان سازمان نمی دهند.به علت تربيت سنتی دختران,زنان اصولآبه اصول عينی توجه می کنند تا اصول انتزاعی.ازنظرگليگان مردان مسائل اخلاقی رابراساس قوانين ومقررات تعريف می کنند(ديدگاه فضايی)درحاليکه زنان برعکس اخلاق را درتوجه به ديگران واجتناب از آزار رساندن به آنها در نظر می گيرند.(ديدگاه مسئوليت پذيری)
بطورکلی مبنای قضاوت اخلاقی مردان راخودمختاری وشايستگی است واخلاق را قوانينی می دانندکه هدفشان کنترل پرخاشگری وتعيين حقوق است. امابرای زنان معمولآروابط بين اشخاص است که قضاوت را پايه ريزی می کندوآنهااخلاق رابصورت پشتيبانی ازيکپارچگی وحفظ روابط بين انسانها درنظر می گيرند.(اشاره به دوآيه از تورات)
تکامل قضاوت اخلاقی زنان(فرآيندمسئوليت پذيری):گليگان تکامل اخلاقی زنان را در سه سطح تبين می کند که بين آنها دو گذر را در نظر می گيرد.
سطح اول(بقای فردی):اولين سطح رشداخلاقی زنان راخودمختاری مشخص می کند. دختربچه روی خود متمرکز می شود وتنها نيازهای خود را درنظر می گيرد.
گذر۱:ازخورمختاری به مسئوليت پذيری ـ کشف مفهوم مسئوليت موجب می شود که فردنيازهای خودوديگران را درنظر بگيرد.اوبرای ديگران ونيازهايشان دريچه ای را باز می کند.
سطح دوم(ارزش قائل شدن برای فداکاری):دراين مرحله زن نيازهای خود را ناديده گرفته وبرای ديگران جايگاه برتری را قائل می شود.تمايل به تسليم در مقابل انتظارها ی ديگران ودر نتيجه ايجادعدم تعادل بين خودوديگران.ديگران از محبتهای فردبيش از خودش استفاده می کنند.
گذر۲:ازفداکاری به عزت نفس : کسب آگاهی ازعدم تعادل بين خود وديگران موجب برقراری عدالت تازه ای می شود.عدالتی که تنش بين خودمداری و مسئوليت راازبين می برد.درواقع گذرازفداکاری به سوی عزت نفس ونيازهاوارجحيتهای خود,دوره ی زير سئوال بردن است که اغلب تجربه کردن آن برای زنان يکسان نيست.دراين مرحله آنها خود را از نظر گنهکاری آسيب پذير می دانند.
سطح سوم(اخلاق بدون خشونت):آخرين سطح تکاملی قضاوت اخلاقی زنان اجازه می دهد که خود و ديگران را يکجا در نظر بگيرند.در اين سطح خويشتن به انتظارهای و نيازهای ديگران تسليم نمی شود.ازنظر اخلاقی خودباديگران متعادل می شود.يک قضاوت مستقل انجام می شود.قضاوتی که در مورد اهداف وپيامدهای عمل,شخصی است اما در مورد محکوم کردنِ استثمار ورنج تحميلی همگانی است.
منبع: وبلاگ روان شناسی بالینی - احسان کهریزی