استرس به خودی خود زيان آور نيست؛بلکه مشکلات همراه با استرس ، ناشی از رفتار متقابل پيچيده ای است بين خواستهای دنيای بيرونی و ظرفيت بدنی در جهت فائق آمدن بر تهديدهای بالقوه.  ظرفيت بدن در مقابله با استرس می تواند تحت تأثير عوامل گوناگونی باشد.از جمله: وراثت،تجارب دوران کودکی،رژيم غذايی،نحوه ی خواب،ورزش کردن،روابط شخصی نزديک، سطح درآمد،موقعيت اجتماعی و نيز بواسطه ی انباشته کردن استرسهای عادی تا حدی که بيش از ظرفيت بدن باشد.

تعريف استرس: کلمه ی تنيدگی يا استرس(stress) فراتر از حالتهای هيجانی ذهنی است.همچنانکه هانس سليه(Hans Selye) - محقق کانادايی و پيشگام در اين زمينه- خاطر نشان کرده است: استرس شامل موقعيتهای وسيعی از زندگی است که دامنه ی آن حالتهای هيجانی ناشی از بيماری و آسيب بدنی تا جنبه های ساده تر مثل سردی يا گرمی زياد را در بر می گيرد. سموم،فقدان خواب،ورزش،غده ها،تنشهای درازمدت، تهييج، در صف بليط ايستادن و غيره همه مواردی از عوامل استرس زا(stressors)هستند.تمام عوامل استرس زا آغازگر فرايندهای مشابهی در بدن هستند.اگر اين فرايندها مدت زمان زيادی به طول بينجامد،مجموعه حالاتی فراهم می آورد که سليه آنها را نشانگان انطباق عمومی(general adaptation syndrom) يا GAS می نامد. نشانه های GAS عبارتند از:چروکيده شدن غده ی تيموس(غده ای در زير استخوان ترقوه)،بزرگ شدن غدد آدرنال،از دست دادن وزن و زخمهای معده.

اساس فيزيولوژيکی استرس: در مواجه با استرس فرايندهای فيزيولوژيکی لازم در تغيير حرکت به يک پاسخ مانند: سيستم مربوط به قلب و عروق خونی، سيستم دفاعی بدن،غدد درون ريز و آن قسمت از نواحی مغز که مربوط به هيجان و حافظه است،به کار گرفته می شود و عملکردهای غير ضروری مثل:توليد مثل و گوارش به بعد موکول می شود.آدرنالين و سپس کورتيزول(هورمونهای استرس) توسط غدد آدرنال در بدن ترشح شده، ضربان قلب و فشار خون افزايش يافته،تنفس سريع شده و اکسيژن در ماهيچه ها جريان پيدا می کند و سلولهای ايمنی آماده می شوند تا به ناحيه ی آسيب ديده هجوم برند. بعد از برطرف شدن منبع استرس،يکسری تعديلات پيچيده ی ديگر همه چيز را آرام می کنند و باعث می شوند بدن به حالت عادی برگردد.

استرسهای شديد و طولانی مدت: استرسهای شديد يا طولانی،سامانه ی دفاعی بدن را ضعيف کرده، به قلب آسيب رسانده،باعث زيان رساندن به سلولهای حافظه در مغز می شوند و به جای ذخيره ی چربی در قسمت ران و کفل ها،باعث می شوند اين چربيها در ناحيه ی فوقانی بدن انباشته شوند(بيماری قلبی و افزايش کلسترول).استرس عامل بيماريهای قلبی،سرطان،رماتيسم مفاصل، ديابت،افسردگی و پيری زود رس است.واکنش بدن در برابر استرسهای طولانی مدت:شامل سه مرحله است:

۱- واکنش هشدار(Alarm reaction):چند ساعت طول می کشد و طی آن هورمونهای استرس بسيج می شوند.

۲- مقاومت(Ressustance):روزها و هفته ها به طول می انجامد و نشان دهنده ی بسيج کامل بدن است.

۳- تحليل رفتن يا فرسودگی(Exhaustion):که تمامی منابع دفاعی بدن مورد استفاده قرار می گيرد.

اگر استرس بعد از مرحله ی فرسودگی باز هم ادامه يابد،مرگ حاصل می شود.البته در جوامعی که دارای مراقبتهای پزشکی مدرن هستند،به ندرت اين موضوع اتفاق می افتد.

منبع: وبلاگ روان شناسی بالینی - احسان کهریزی